حال و روز نوشتن ندارم . روز به روز این IBS ما هم داره بیشتر اود میکنه که ریشه از استرس داره و هنوز هیچ دانشمندی واسش درمان قطعی پیدا نکرده ، تنها راهش خوردن دارو اونم شاید برای همیشه باشه . بهمین خاطر اگر نیومدم بهتون سر بزنم عذر خواهی منو از همین جا پذیرا باشید به زودی در یک فرصت مقتضی خدمت میرسیم . ..................................................................................................................................... خطاب نامه : روزگاریست درگیرودار روزگاریم که تاریک بود و سرد . خورشید تابشی نداشت یا اگر داشت حسی برای احساسش نبود . مثل همیشه فقط در انتظار غروبش بودم تا شاید نبینم که با دروغ بر دنیای من میتابد .حالا آن خورشید بدون گرما و مهر به سمتی دیگر رو کرده و باز من نه اینبار برای خود بلکه برای تو آرزوی غروبش را دارم تا شب بیاید و تو از سر غربت معبود را بخوانی تا سحرگاه و لطف بیکرانش با نوری روشن و پاک بر تو آشکار شود و آنگاه دیگر تو همان آزاده ی آزادی . ..................................................................................................................................... اینجا رو بهش میگن سکو .......

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت توسط حسین |
| ||||||