شب که از نیمه میگذرد به دنبال روزهای گم شده رهسپار خاطرات میشوم . روزهایی که نه غمی داشت و نه غصه ای و تنها دغدغه اش رسیدن به آرزوهایم بود .
اینک با نگاهی به پشت سر آرزوهایی را می بینم که بر آورده شدند و من هنوز به دنبال روزهای گم شده ام میگردم . براستی روزهای بدون دل مشغولی همان آرزوها و روزهایی بودند که من با سرعت و غفلت تمام سعی در گذراندنشان داشتم . روزهای گم شده همان روزها بودند و من بیهوده در تلاش بودم .
.......................................................................................................................................
این روزها دوست دارم بیشتر توی تنهایی خودم باشم . خیلی چیزها رو باید مرور کنم . شاید کر کره همینجا رو هم تا اطلاع ثانوی کشیدم پایین . با اینکه وبلاگم رو خیلی دوست دارم ولی برنامه خاصی واسش ندارم. نمیدونم شایدم تعطیلش نکردم . به هر حال فعلا توی این اوضاع حس و حال هیچی نیست .
امیدوارم به لطف بیشتر پروردگار ............
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت توسط حسین |
| ||||||